پارلاپارلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 16 روز سن داره

پارلا درخشش زندگی ما

اولین عید نوروز پارلا

1392/7/11 21:42
نویسنده : مامان پارلا
243 بازدید
اشتراک گذاری

نزدیک عید بود و آنا اینها که هر سال عادت داشتن برن مسافرت امسال میخواستن کنسل کنن و میگفتن خاله ها و دایی اینها تنهایی برن و اونا نمیان و میخوان پیش ما باشن که من و بابا کلی بهشون اصرار کردیم و بالاخره راضی شدن که برن.

ما هم شب سال تحویل شال و کلاه کردیم و بیشتر از مسافرها بار و بنه برداشتیم و رفتیم خونه آقا بابا و اونها هم خوشحال بودن که تو پیششونی.

هوا اونقدر سرد بود که انگار نه انگار داره بهار میاد بابا هم هی تو رو پوشونده بود تا خدایی نکرده مریض نشی هیپنوتیزم

اولین سال تحویلت رو تو خونه بابا بزرگت داشتی و تو بغل بابا بودی این رو هم بگم تحویل سال حدود نه شب بود.

اینم عکس اولین عید پارلای گل ما

بعدش بهمون عیدی دادن و قسمت های خوب عید اینجاهاشه.

ولی از شب اول ورودمون به خونه بابابزرگ اینها بگم که گربه رو دم حجله کشتی و اونقدر گریه کردی که دل همه خون شد و کسی نتونست بخوابه خمیازهآخه باز مشکل شکم شما بود که دل درد شدیدی گرفته بودیناراحت و به سختی آروم شدی ولی بعد چنان تخت خوابیدی که به زور واسه شیر خوردن بیدارت میکردم.انشالا هیچ وقت هیچ جاییت درد نکنه و همیشه بخندیلبخند

صبحش عمه جون اینها و عمو جون اینها اومدن عید دیدنی و بازم عیدی دادن و عیدی گرفتن ادامه داشت.

خوشمزهخوش بحالت چقدر پول داری شدی تو پارلااز خود راضی

اولین جایی که مهمون رفتی خونه یکی از فامیل های مامان نسرین جون به نام آقای سید موفقی بود که منم دلم خواست برم خونه شون و با مامان نسرین اینها و عمه جون اینها رفتیم که همش خواب بودی. اونها هم خیلی خوششون اومده بود که یه مهمون کوچولو دارن که همش 19 روزش بود و میگفتن کوچیک ترین مهمون عیدشون بودی

آنا اینهام از سفر حسابی برات سوغاتی آورده بودن و عیدی های امسالت به شرح زیره:

آقا بابا یه ایران چک ماچ

مامان نسرین لباس صورتی یکسره و باز هم پولقلب

آنا و آقاجون نیم سکه و پول نقدخجالت

عمه و عمو هم پول نقدماچ

مامان رضوان یک پیرهن خوشگل با یه عروسک و بازم پولقلب

خاله فهیمه کیف عروسکی خرگوش که توش یه کیف خوشگل دیگه بود با یه دونه عروسکخجالت

خاله نعیمه کلاه محلی کرمانشاه و پولماچ

و

...

..

.

 

مامانی و بابایی از همین جا از کلیه مادر بزرگها و پدر بزرگها و عمو و زن عمو و عمه و دایی و زن دایی و خلاصه همه فامیل کمال تشکر رو دارن که به یاد نی نی کوچولوشون بودن و براش عیدی دادن ایشالا تو شادیهاشون جبران کنیمقلبقلبخجالتخجالت

با پول های عیدت برات تو بانک مسکن یه حساب باز کردیم امید که همش بیشتر بشهنیشخندچشمک

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)